اونی که گفتم نرو گفت نمیشه
دیروز دیگه رفت واسه همیشه
وقتی میخواست بره منو صدا کرد
وایستادو تو چشای من نگاه کرد
گفت:میدونی خودت برام عزیزی
این اشکارم بهتره که نریزی
باید برم سفر واسم بهتره
ولی کسی که مونده عاشقتره
تقدیر ما از اولم همین بود
یکی تو اسمون یکی زمین بود
خدا نخواست همیشه پیشم باشی
ولی مهم اینه که ... باشی
شاید اگه دائم بودی کنارم
یه روز میدیدم که دوست ندارم
میخوام برم که تا ابد بمونم
سخته برای هر دومون میدونم
گریه نکن گریه هاتو نگهدار
لازم میشه گریه برای دیدار
نذار که پر گریه بشه خاطره
اونی که اشک نریزه عاشقتره
اون کسی که بخواد بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
اصلا شاید اونجا دووم نیارم
یا نا تموم بمونه اونجا کارم
دعا نکن اونجا بهم نسازه
ادم که حرفش دوتا شه می بازه
منتظر شعرا و نامه هاتم
هر جا میری بدون منم باهاتم
دیگه سفارش نکنم عزیزم
نذار منم اینجوری اشک بریزم
شاید یه روزی دیدی توی جاده
یه اشنا منتظرت وایستاده
شایدم این دیدار اخرینه
اگر که باشه، زندگی همینه
دیگه باید برم که خیلی دیره
فقط مذار خاطرمون بمیره
اون رفتو ازدوردساشو تکون داد
خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد
همه میگن فقط یه روزه رفته
انگار ولی گذشته صد تا هفته
ای کاش نمیرفت و سفر نمیکرد
یا لا اقل منو خبر نمیکرد
اما نه،خوب شد که منو خبر کرد
اشکامو دید و بعد از اون سفر کرد
فهمیدم امروز سفرم یه درده
من چه کنم اگه که بر نگرده
خودش میگفت میخواد بشه ستاره
پس چاره ای به جز سفر نداره
فهمیدم امروز سفرم یه درده
من چه کنم اگه که بر نگرده؟
پشت سرش اب میریزم یه دریا
شاید پشیمون شه نمونه اونجا
الهی هیچ جائی سفر نباشه
هیچ چشمی منتظر به در نباشه